counter create hit

مطالب مرتبط:
هر روز یک قدم به سمت زندگی سالم – ۱۶ بهمن

هر روز یک قدم به سمت زندگی سالم – ۱۶ بهمن

سلامتی نصف خوشبختیه . به همین دلیل هم یه آدم رنگی به سلامتیش اهمیت میده. در همین راستا رنگی رنگی هر روز ۲ نکته زندگی سالم میذاره، یکی سلامت جسمی و یکی دیگه سلامت ذهنی. با خوندن و رعایت همین نکته های کوچک به مرور زمان میتونید تغیی ...

سازمان زندان ها: فقط «سینا قنبری» خودکشی کرد

خبرگزاری ایسنا: روابط عمومی سازمان زندان‌ها خودکشی فردی در زندان اراک را تکذیب کرد.در پی انتشار مجدد اخباری در برخی محافل و توسط بعضی از مسئولین در خصوص خودکشی دو نفر در زندان های اوین و اراک، روابط عمومی سازمان زندان ها با انتشار اطلاعیه ای اعلام ...

رابطه زناشویی در دوران حاملگی، چند وقت یکبار؟

سوال مخاطب نی‌نی‌بان: من 23ساله هستم. بعد از 3سال ازدواج باردار شدم. آخرای هفته 17هستم و شاغلم. نمی دونم به خاطرخستگی یا علت دیگر در 2بار نزدیکی ام لکه اومد. علتش چیه؟ هر چند وقت نزدیکی کنم؟ پاسخ دکتر کتایون برجیس، متخصص زنان و زایمان و فلوشیپ نازایی: ...

صحبت «مهرانه مهین ترابی» درمورد ازدواج نکردنش +عکس

صحبت‌ «مهرانه مهین ترابی» درمورد ازدواج نکردنش +عکس

چین، لایحه آمریکا درباره تایوان را تهدیدکننده خواند

ایسنا: به نقل از خبرگزاری رویترز، این لایحه، در روزهای گذشته از سوی کمیته روابط خارجی سنای آمریکا وضع شده و اکنون به مجلس سنا ابلاغ می‌شود. پکن، تایوان را استانی متمرد و آن را بخشی از چین می‌داند که برقراری روابط مستقل با کشورهای دیگر برای آن غیرقانونی است. چی ...

بازی در «آشوب» را به پایان رساندم/ یک عاشقانه دفاع مقدسی

مالک سراج بازیگر سینما و و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار مهر درباره جدیدترین فعالیت های خود گفت: به تازگی سریالی به نام «آشوب» به کارگردانی امیر پوروزیری را به پایان رساندم که به احتمال زیاد در خردادماه سال آینده از شبکه یک سیما پخش می شود. وی افزود: ...

15 سال سن پیشنهادی برای ازدواج دختران

15 سال سن پیشنهادی برای ازدواج دختران

عضو فراکسیون زنان مجلس، گفت:‌ طرح اصلاح قانون ازدواج برای طرح آخرین مراحل بررسی به اداره قوانین ارسال شده است. طیبه سیاوشی شاه عنایتی در گفت وگو با خانه ملت، درخصوص آخرین وضعیت طرح اصلاح قانون سن ازدواج گفت:‌ طرح اصلاح قانون سن ازدواج در حال حاضر آ ...

انتقام شیشه ای از شوهر برای سفر به آلمان

انتقام شیشه‌ای از شوهر برای سفر به آلمان

سبک زندگی استارتاپی: پیوند عمیق شما و یخچال خانه، حاصل یک عشق نیست!

سبک زندگی استارتاپی: پیوند عمیق شما و یخچال خانه، حاصل یک عشق نیست!

«عاشق غذا خوردن هستم!» این ادعایی است که با کمکش پرخوری‌هایتان را توجیه می‌کنید. اما واقعیت این است که پیوند عمیق و نزدیک شما و یخچال خانه، حاصل یک عشق نیست. ذهن شما، به دلایل بسیاری نمی‌تواند محروم‌ماندن از خوراکی‌ها را ...

خودکشی مرد جوان بعد از قتل همسر دوم

روزنامه شرق: بازپرسان جنایی تهران در حال تحقیق درباره دو جنایت خانوادگی هستند. در یکی از این قتل‌ها مردی بعد از کشتن همسر دومش به زندگی خود پایان داد و در دومین پرونده که متهم آن چند روز پیش دستگیر شد، تلاش بر این است تا زوایای پنهان قتل پدر به‌دست پسر معتاد فاش شود.   ...

شوهرم را با زن صیغه ای دیدم و ....

شوهرم را با زن صیغه ای دیدم و ....

شوهرم را با زن صیغه ای دیدم و .... | زن 37 ساله اتفاق مهم زندگی اش را برای مامران کلانتری مشهد بیان کرد. وی گفت: از دانشگاه که دانش آموخته شدم همه عشق ام تدریس بود به همین دلیل در یک ...

سفیر ایران در اردن: کشورهای منطقه گزینه ای جز گسترش روابط و دوستی ندارند

سفارت جمهوری اسلامی ایران در اردن جشنی به مناسبت سی و نهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران برگزار کرد.به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه خبری عربی 21، مجتبی فردوسی‌پور، سفیر جمهوری ...

عروسِ ترامپ راهی بیمارستان شد

خبرگزاری فارس: «ونسا ترامپ» همسر فرزند ارشد دونالد ترامپ پس از باز کردن پاکتی که حاوی پودری سفید بود، به بیمارستان منتقل شد؛ ونسا همسر «دونالد جونیور ترامپ» است.آنطور که فاکس‌نیوز خبر داده، ونسا ترامپ ساعت 10 صبح به وقت محلی (18:30 به وقت تهران) در منزل خود در من ...

گلدان آکواریومی، هدیه ای برای تمام فصول!

امروزه صنعت دکوراسیون و طراحی داخلی با ایده های نو و مدرن سمت و سویی در جهت بهبود کیفیت زندگی در شهر های صنعتی امروزی گرفته است که به دنبال آن می توانیم استفاده هرچه بیش تر و خلاقانه تر از طبیعت را در جای جای زندگی خود احساس کنیم. وجود گیاهان آپارتمانی زیبا، ...

رابطه زناشویی بدون دخول، امکان بارداری هست؟

سوال مخاطب نی‌نی‌بان: من ٢٧ سال دارم و در دوران نامزدى هستم و پرده حلقوى دارم که رابطه جنسى کنترل شده و بدون دخول داشتم که در ١٨ روز از اولین روز پریوزم بود. سیکل نرمال پریود من ٢٥ روز هست و گاهى تاخیر داشتم تا روز ٣٠. من یک ماه پیش هم تحت عمل جراحى قرار گرفتم ...

روایت جعفری پویان از انتشار آلبومی عاشقانه/ من یک بازیگرم

علی جعفری پویان نوازنده ویولن که چند سال گذشته آلبوم بی کلام «رد انگشتان من» را در بازار موسیقی منتشر کرده بود در آستانه انتشار تازه ترین آلبومش با عنوان «تا ابد ابری» به خبرنگار مهر گفت: آلبوم «رد انگشتان من» که چند سال گذشته از من در باز ...

تزیین اتاق بچه ها، نکات مهم

همواره در زندگی صنعتی با محدودیت فضا در خانه‌ها مواجه هستیم؛ مخصوصا در شهرهای بزرگ به دلیل گران بودن زمین و زندگی آپارتمان‌نشینی کمبود فضا بیشتر احساس می‌شود. یکی از مشکلات آپارتمان‌نشینی، نبودن فضای کافی برای بازی و سرگرمی کودکان است. به این منظور والدین سعی می‌کن ...

ناگفته بخش هایی از زندگی "فروغ فرخزاد" از همان زبان است.

ناگفته هایی از زندگی «فروغ فرخزاد» از زبان خودش

فروغ فرخزاد و ۵۱ سال است که اشعار فروغ فرخزاد, البته, و من هنوز هم می گویند ناگفته کمتر من شنیده ام در مورد آن بسیار است."من فکر می کنم فروغ فرخزاد عاقبت هر زمان." این جمله ای است که رهبر انقلاب در یکی از دهرن با شاعران در تابستان ۸۹.۲۴ فوریه سال ۵۱ سال درگذشت فروغ فرخزاد می گذردهنوز صحبت کردن در مورد او داغ است. فروغ فرخزادحتی همین چند وقت پیش در پی جلسه ای که اهالی فرهنگ و ادبیات با رهبری است.او گفت: "آتش بود نادرست است. من فکر می کنم که این اواخر هنر بد هیچ صبر و شکیبایی است." (به نقل از خبرگزاری مهر).وقتی پوران ، خواهر فروغ در دی پارسال از دنیا رفت، دوباره یاد آن تصادف قدیمی هم زنده شدهو این بار خیلی ها از دو خواهر گفتند.ما هم با توجه به صحبت های اخیر رهبری و به خاطر سالگرد درگذشت فروغ،مروری کرده ایم بر حرف های کمتر مطرح شده درباره او آن هم از زبان خودش. فروغ فرخزادمعلوم است که بعد از ۵۱ سال حرف بکر و نویی وجود ندارد که بخواهیم بگوییم،مگر آن که سراغ خاطرات دیگران برویم اما برایمان مهم بود از فروغی حرف بزنیمکه خودش را در نامه ها و مصاحبه هایش توصیف کرده بود. همین استکه از شاعران محبوبش گفتیم و از آن دسته شعرهایش که خودش آن ها را دوست نداشته.هر چند فروغ زنده نماند تا ببیند حتی همین شعرهای به قول خودش پرت یا ضعیف،چقدر بین ما شهرت پیدا کرده است. در کنار تمام این ها از کتابخوانی های فروغ گفتیم،از دن آرام، از فلسفی خوانی های عمیقش و حتی از ترجمه هایی که داشت و در زمان حیاتش منتشر نشد.شعرهای فروغ فرخزادماجرای فتحی به شماره ۶۷۸فاتح شدم/ خود را به ثبت رساندم/ خود را به نامی در یک شناسنامه مزین کردم/ و هستی ام به یک شماره مشخص شد/ پس زنده باد ۶۷۸ صادره از تهرانمی توان معرفی فروغ فرخ زاده را با همین شماره شناسنامهو همان قصه های تکراری از زندگی او مثل داشتن پدر نظامی سختگیر و عاشق شدنبه وقت نوجوانی و ازدواج ناموفق و داشتن یک پسر و محروم شدن از دیدن او شروع کردیا اصلا می توان به سراغ خاطرات خواهر و برادر او از روزگار کودکی شان رفت و از آن سال هایی نوشتکه فروغ و پوران شب ها با هم روی پشت بام می خوابیدندو درباره ستاره ها حرف می زدند یا از شیطنت هایشان برای پرپر کردن گل های سفید نوشتکه فروغ بعد از شنیدن جیغ مادرشان به خواهرش می گفته:«انگار گل سفید فقط مال روی قبره» یا از روزهای مانده به عیده نوروز نوشتکه فروغ مدام به خواهرش نق می زده، بیا یواشکی لباس های نویمان را از بالای تختخواب برداریمو تنمان کنیم و از مامان هم نترسیم… نهایتش یک کتک هم می خوریم ولی باز هم می ارزد…اما خود فروغ به بازگویی هیچ کدام از این حرف ها علاقه ای نداشت.چون وقتی در سال ۴۳ با رادیو ایران مصاحبه می کند و ایرج گرگین از او می خواهدکه کمی درباره شرح حالش صحبت کند، در جواب می گوید:«والله حرف زدن در این مورد به نظر من یک کار خیلی خسته کننده و بی فایده ای است.خب، این یک واقعیت است که هر آدمی که به دنیا می آید، بالاخره یک تاریخ تولد دارد،اهل شهر یا دهی است، توی مدرسه ای درس خوانده،خاطرات فروغ فرخزادیک مشت اتفاقات خیلی معمولی و قراردادی توی زندگی اش افتاده که بالاخره برای همه می افتد،مثل توی حضو افتادن دوره بچگی، یا مثلا تقلب کردن دوره مدرسه، عاشق شدن دوره جوانی، عروسی کردن، از این جور چیزها.»نوستالژی دفتر مشق و نخودچیخواندن خاطرات فروغ نشان می دهد که میل به نوستالژی اختصاص به نسل ما ندارد؛مثلا در همان یادداشت خاطرات سفرش به اروپا از هیجان روزهایی می نویسدکه در جیب لباس های قدیمی اش نخودچی و کشمش پیدا می کرده است:«هنوز که هنوز است وقتی اوایل پاییز هر سال مادرم لباس های زمستانی بچه ها را از صندوق ها بیرون می آوردتا به قول معروف «آفتاب بدهد»،دیدن لباس های کودکی ام که مادرم به حفظ آن ها علاقه دارد،جست و جو در جیب های آن ها و پیدا کردن نخودچی یا کشمش گندیده ای که غالبا در ته جیب ها وجود دارددر من حالت عجیبی ایجاد می کند. ناگهان خودم را همچون دوران کودکی ام،کوچک و معصوم و بی خیال می بینم و چند دانه گندمو شاهدانه که با کرک ها ته جیب مخلوط شده مرا به گذشته خیلی دوری بر می گرداندو احساسات لطیف و شاد کودکانه را در من بیدار می کند.»جدا از نخودچی و کشمش کرک دار باقیمانده در ته جیب لباس های زمستانی،فروغ مثل خیلی از ما عاشق دفترهای مشق همان یکی دو سال اول مدرسه اش بودهو آن ها را نگه می داشته است. به همین خاطر است که می نویسد:دوران کودکی فروغ فرخزاد«هنوز دفترچه های مشق کلاس دوم و سوم دبستانم را دارم. تمام ثروتم را دبستانم را دارم.تمام ثروت مرا کاغذهای باطله ای تشکیل می دهد که در طول سال ها جمع کرده امو به هر کجا که می روم، همراه می برم. کاغذهایی که دست دوستانم روزی بر آن ها نشانه ای نقش کرده،خطی کشیده یا تصویری طرح کرده است. فروغ فرخزاداز دیدن هر یک از آن ها به یاد یکی از روزهای از دست رفته زندگی ام می افتمو مثل این است که همه چیز برایم دوباره تجدید می شود.»فروغ فرخزادفروغ چه می خوانده است؟قبل از جواب دادن به این سوال، باید به سراغ یکی از نامه های فروغ رفت و از آن جا متوجه شدکه کودکی های او در خانه ای گذشته که پر از کتاب و مجله و روزنامه بوده،چون او در خاطرات سفرش به اروپا در سال ۳۵ نوشته است: «من یادم هست وقتی که به دبستان می رفتم،تمام تعطیلات تابستان را با برادرانم در خانه می نشستیم و کتاب های قدیمیو بی مصرف و روزنامه های باطله را به پاکت تبدیل می کردیم و نوکر ما پاکت ها را به مغازه ها می فروختو هر قدر پول از این راه در می آوردیم، به غیر از پول توجیبی که پدرم به ما می داد،اجازه داشتیم به هر مصرفی که دلمان می خواهد برسانیم. پدرم با این ترتیب می خواستبه ما بفهماند که «کار عار نیست»و کسی که بتواند از بازوی خودش نان بخورد، حق دارد که خودش باشد و همیشه سرش را بلند نگه دارد.»داستان زندگی فروغ فرخزاداما جالب تر این است که فروغ به نوعی خودش را از خواندن رمان های عشقیو داستان های مجله «تهران مصور» دور کرده و خطاب به پدرش گفته است:«شاید شما هنوز هم وقتی راجع به من فکر می کنید،مرا یک زن سبکسر با افکار احمقانه ای که از خواندن رمان های عشقیو داستان های مجله تهران مصور در مغز او به وجود آمده است، می دانید.»بعد کمی لحنش را تندتر می کند و صدای اعتراض هایش را بلندتر؛«وقتی من در خانه برای خودم کتاب های فلسفی می خواندم و می نشستمو ساعت ها با استاد فلسفه دانشکده ادبیات راجع به فلسفه های شرق بحث می کردم،شما راجع به من اظهار عقیده می کردید که دختر احمقی هستم که در اثر خواندن مجله های مزخرف فکرم فاسد شده!»(به نقل از نامه ای از فروغ که در چهارشنبه دوم ژانویه در مونیخ نوشته).فروغ فرخزاداز تمام این کلی گویی ها که بگذریم، نقل شدهکه فروغ پیوسته کتاب می خوانده حتی در آخرین روزهای زندگی اش رمان حجیم و سنگین «دن آرام»را که اثری چهار جلدی است، فقط در پنج شبانه روز خوانده و تمام کرده.برای فهمیدن این نکته که چرا این سرعت کتابخوانی اهمیت دارد،کافی است بدانیم «دن آرام» با ترجمه احمد شاملو که امروز در دو جلد قطور در نشر ما زیاد منتشر می شود،۱۹۶۰ صفحه دارد! راستی رهبر انقلاب درباره این رمان گفته اند:«دن آرام در دنیا به عنوان یک اثر برجسته مطرح است– بحث روسیه نیست- و به زبان های زنده دنیا هم ترجمه شده است؛ یعنی اثر انقلاب است.» (به نقل از Khamenei.ir)فروغ فرخزاد شاعر چندزبانهآن هایی که به ادبیات دهه های ۳۰ و ۴۰ علاقه دارند و زندگینامه شاعران فعال آن سال ها را خوانده اند،خوب می دانند که چقدر شعر آن روزگار متاثر از شعر مدرن بود و شاعرها چند زبان بلد بودند،از نیما گرفته تا فریدون رهنما و… فروغ هم از این دسته جدا نبود.وقتی که فروغ سال ۳۶ برای اقامتی چند ماهه ایران را ترک می کند،زبان های آلمانی و ایتالیایی را آن قدر خوب یاد می گیرد که می توانسته به راحتی به این زبان ها صحبت کند.زبان فرانسه را هم به قدر نیاز و احتیاجش بلد بوده ولی مهم این استکه برای یادگیری زبان انگلیسی آن قدر تلاش کرده بود که نه تنها می توانست با آن حرف بزند،حتی به انگلیسی می نوشت و انگلیسی ترجمه هم می کرد.فروغ فرخزادمصداقش هم ترجمه نمایشنامه «ژان مقدس» از «برنارد شاو»و سیاحتنامه «هنری میلر» در یونان به اسم «ستون سنگی ماروسی»که حداقل تا ۱۶ اسفند سال ۴۵ منتشر نشده بودند. جالب تر این جاست که او دوست داشتهپای نمایشنامه اش به صحنه هم باز شود و خودش نقش «ژاندارک» را بازی کند،البته بازی در تئاتر به رویای تحقق نیافته او تبدیل نشد چون فروغ سال ۴۲ در نمایشنامه«شش شخصیت در جست و جوی نویسنده» اثر «پیراندللو» با کارگردانی پری صابری بازی کرد.محبوب ترین شاعر فروغ فرخزاد کیست؟جواب دادن به این سوال کمی سخت است.فروغ در مصاحبه ها و یادداشت هایش از شاعران زیادی صحبت کرده است؛مثلا در مقاله ای که سال ۳۹ در هفته نامه «آژنگ جمعه» درباره وضعیت شعر آن سال ها نوشته،کلی از شاملو تعریف می کند: «من هرگز با شاملو برخورد نزدیکی نداشته ام.اگرچه گاهگاه در اثر تسلیم شدن یک خشم آنی، در مورد او عقاید خاصی ابراز کرده ام،هرگز نتوانسته ام که در تنهایی قلب خود شعر او را نستایم زیرا که در وجودم طنینی صادقانه داردو از اندیشه ای بارور و احساسی انسانی حکایت می کند.»فروغ فرخزادفروغ گرچه با زبان شعری اخوان ثالث به خاطر عقاید شخصی اش موافق نبوده اما در مجموع،آثار او را می پسندیده و می گوید: «من گاهگاه شعر او را مانند بغضی در گلویم احساس می کنم.شعر او تاسف پرشکوهی است و بوی زوال امیدهای سرشار از باور و یقین را می دهد.»حالا بماند که از شعر «آرش کمانگیر» که شاید خیلی ها آن را از آثار خوب حماسی شعر نو می دانند،چندان خوشش نمی آمده و آن را یک لالایی سست وارفته ای می داندتا یک اثر حماسی که برای تولدش از خون و غرور و ایمانی شریف مایه بگیرد. فروغ فرخزاداصلا او مطلقا سیاوش کسرایی را دوست نداشته چون زبانش را شل و لق می دانسته است.اما اگر نامه ها و یادداشت هایش را دقیق بخوانیم،می بینیم گویا یکی از شاعران محبوب فروغ نیما یوشیج است که جا به جا گریزی می زندبه شعرهای او. اتفاقا شعرهایی را بیان می کند که ما هم می توانیمشاعر محبوب فروغ فرخزادآن ها را حفظ کنیم و هر وقت تنهایی های بزرگ به خاطر متفاوت بودن را می چشیم،زیر لب زمزمه شان کنیم. یکی از این گریزها به روزی بر می گردد که فروغ با مردی مواجه می شودکه بدون خواندن شعر نو، از این فرم خوشش نمی آمده و آن را مزخرف می دانسته است.فروغ فرخزادحتی وقتی فروغ کتاب «مانلی» نیما را که در آن روزگار به چاپ رسیده بود،به او هدیه می کند تا بلکه یک بار شعر نو را بخواند و بعد از خواندن اظهارنظر کندولی باز هم با یکدندگی مرد مواجه می شود. همان موقع او یاد یک قسمت از منظومه «مانلی» می افتد که نیما گفته:این تو را بس باشد/ کآشنای رنجت/ نه همه کس باشدفروغ در نامه ای دیگر که در شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۳۸ به برادرش نوشته بود،نیما را شاعرترین شاعر آن روزگار دانسته و دو شعر از او نقل می کندکه یکی از آن ها این است: باید از چیزی کاست/ تا به چیزی افزودشاید ریشه علاقه فروغ به اشعار و دنیای فکری نیما را بتوان این جا یافت که می گوید:«نیما عقیده و سلیقه قطعی مرا راجع به شعر «ساخت» و یک جور قطعیتی به آن داد.نیما برای من آغازی بود. من که خواننده بودم، حس کردم که با یک آدم طرف هستم،نه یک مشت احساسات سطحی و حرف های مبتذل روزانه.»فروغ فرخزادفروغ فرخزاد  از کدام شعرهایش متنفر بود؟همه کسانی که ذره ای هم با شعر فروغ آشنا هستند، حتما می دانندکه او از سه مجموعه شعر اولیه اش خوشش نمی آمده: «اسیر (۱۳۳۱)،«دیوار» (۱۳۳۵) و «عصیان» (۱۳۳۶). همه هم می دانند که چقدر مجموعه «تولدی دیگر» (۱۳۴۳) و «ایمان بیاوریمبه آغاز فصل سرد» (۱۳۴۲) را دوست داشته است.اما بعضی حرف های کمتر گفته شده از فروغ درباره همین مجموعه یکی مانده به آخرش وجود دارد،همین مجموعه ای که خیلی ها از آن تعریف می کنند و آن را اوج هنری شعر او می دانند.در کنار تمام این تعریف ها فروغ به خاطر این مجموعه متاسف است.فروغ فرخزاداو دلیل این تاسف خود را در یکی از مصاحبه هایش این طور توضیح می دهد:«وقتی به کتاب «تولدی دیگر» نگاه می کنم، متاسف می شوم.حاصل چهار سال زندگی. خیلی کم است. من ترازو دست نگرفته امو شعرهایم را وزن نمی کنم اما از خودم انتظار بیشتری داشتم و دارم.»تازه تاسف او به همین جا ختم نمی شود. فروغ از آن دسته کسانی استکه وقتی می خواهند خود را نقد می کنند، مثل یک قاضی می شوند؛ مثلا می گوید:«در کتاب تولدی دیگر یک چندتا شعری هست که نباید چاپشان می کردم؛مثلا شعر «سفر» که باید پاره اش می کردم و می ریختم دور یا شروع شعر«آن روزها» و یکی دو تکه اولش خیلی ضعیف است… شعر «آفتاب می شود» به کلی پرت است.شعر های معروف فروغ فرخزادفقط موزیک دارد و احساساتی است، درست مثل یک دختر چهارده ساله… شعر«در آب های سبز تابستان» چهار خط آخرش زیادی است… آخرین قسمت شعر «علی کوچیکه» ضعیف است.علتش این ا ست که شعر ناتمام ماند و بعد خواستم تمامش کنماما دیگر در آن حالت و دنیا نبودم، شعر تقریبا ناقصی است. شعر «ای مرز پرگهر» دچار همین سرنوشت شدو در نتیجه از دو قسمت آخرش زیاد راضی نیستم.» جالب این جاستکه خیلی از شعرهایی که فروغ درباره شان این طور صحبت می کند،برای ما شهرت زیادی دارند؛ مثلا اواز ابتدای شعر «آن روزها» انتقاد می کند، همان شعر معروفی که این طور شروع می شود:آن روزها رفتند/ آن روزهای خوب/ آن روزهای سالم سرشار/ آن آسمان های پر از پولک/ آن شاخساران پر از گیلاس…حتی شعر «آفتاب می شود» که از نظر او یک شعر پرت است و برای دختران چهارده ساله، کم شهرت ندارد:نگاه کن که غم درون دیده ام/ چگونه قطره قطره آب می شود/چگونه سایه سیاه سرکشم/ اسیر دست آفتاب می شود/ نگاه کن/ تمام هستی ام خراب می شودراست است که می گویند زمان باید بگذرد تا عیار شعرها مشخص شودو آنچه ماندنی است، باقی بماند و آنچه هم که باید به دست فراموشی سپرده شود، خودش از خاطر برود.فروغ فرخزادهفته نامه همشهری