counter create hit
مطالب مرتبط:

انتقام کثیفی که مرد متاهل از همسر اولش گرفت + عکس | پدر زن سابقم به همسر دومم نظر داشت که ....

انتقام کثیفی که مرد متاهل از همسر اولش گرفت + عکس | صاحب یک مزون لباس عروس که پدرزن سابقش را کشته و جنازه وی را قطعه قطعه کرده بود دیروز پای میز محاکمه ایستاد. ...

عکس ؛ استوری عاشقانه تازه داماد پرسپولیس !

عکس ؛ استوری عاشقانه تازه داماد پرسپولیس !

فرشاد احمدزاده ستاره پرسپولیس  در استوری اینستاگرامش نوشت : ” طرح لبخند تو پایان پریشانی هاست ” فرشاد احمدزاده با حضور در برنامه نوروزی “بوی عیدی ” اعلام کرد که به زودی داماد می شود که می توانید از این جا ببینید . ...

پرداخت وام ازدواج ۱۵میلیون تومانی ابلاغ شد

بانک مرکزی، بند «الف» تبصره ۱۶ قانون بودجه را که براساس آن تسهیلات قرض الحسنه ازدواج برای هر یک از زوجین در سال ۱۳۹۷، ۱۵ میلیون تومان تعیین شده را به شبکه بانکی ابلاغ کرد. ...

رابطه زناشویی ناموفق، خسته شده اید؟

اهمیت رابطه جنسی با کیفیت را نباید نادیده گرفت، چون سلامت انسان را بهبود می بخشد و باعث بهتر شدن کیفیت زندگی افراد می شود.

دریافت وام ازدواج چقدر زمان می برد؟

سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی توضیح داد که پرداخت وام ازدواج نیازمند طی پروسه های اداری است که یک ماه زمان می برد.

روابط مان با ایران هیچگاه قطع نشد

رییس پارلمان اردن در گفت وگو با یک روزنامه مصری با بیان این که «من دو بار به تهران سفر کردم»، گفت: روابط مان با تهران هیچ گاه قطع نشد.

رابطه زناشویی در بارداری، همه چیز را بدانید

به خاطر داشته باشید زنان در طی بارداری بیشتر در معرض عفونت، به ویژه عفونت های آمیزشی هستند . بنابراین باید نکات بهداشتی را بیشتر رعایت کنند.

روش های انتقاد از همسر

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ برای این پرسش که «چرا هر فردی وارد نقد دیگری می شود؟ » به طور کلی دو پاسخ وجود دارد: به منظور خدشه دارکردن احساسات فرد مقابل و یا به منظور تغییر او. انتقاد چیست؟ بیشتر روان شناسان رفتاری، انتقاد را به عنوان ...

مسابقه ای ویژه برای زن ذلیل ها ؛ حمل همسر به شکل گونی!

مسابقات جالب و بسیار هیجانی حمل همسر و دختر که متشکل از زوج ها است همه ساله در کشور انگلیس انجام می شود. در این مسابقه زنان روی دوش مردان سوار می شوند و مردان باید راه های صعب العبور را به مسافت ۳۸۰ متر به همراه همسر طی کنند. این روزها اما مسابقات هم ...

تاکید رهبر انقلاب به توسعه روابط با پاکستان

وزیر کشور گفت: علاقه و تاکید، مقام معظم رهبری به توسعه همه جانبه و عمیق روابط با پاکستان بر استحکام این روابط بیش از پیش افزوده است.

برخورد با شوهر خسیس، باید چه کار کنم؟

شما می بایست در خصوص زندگی خود تصمیم بگیرید. در چنین مواقعی بنده ابتدا مراجعه به یک مشاور متخصص در امور خانواده برای ریشه یابی و حل مشکلات فیمابین را پیشنهاد می کنم . ...

علت ارضا نشدن مرد، حین رابطه زناشویی

چرا هنگام رابطه زناشویی ارضا نمی شویم؟

تیپ مردانه نیمه کلاسیک «بوراک اوزچیويت»

بوراک اوزچیویت ستاره ی معروف ترکیه به دلیل ایفای نقش های موفقیت آمیز در سریال هایی همچون عشق غیرممکن و حریم سلطان در خاورمیانه به محبوبیت دست یافته است. او سعی می کند تا در هر شرایطی خوش استایل باشد. لباس های انتخابی او شیک و در عین حال نیمه کلاسیک هستند. ...

عید دیدنی اصلاح طلبان با همسر و فرزند کروبی

جمعی از اعضای شورای مرکزی اعتماد ملی با فاطمه و حسین کروبی ملاقات و عیددیدنی کردند.

حوالی زندگی

تلفن همراه امروزه دیگر برای مردم تنها یک وسیله مکالمه ای نیست. در حال حاضر این وسیله به تنهایی یک رسانه کوچک است که در اختیار مردم قرار گرفته. سرعت مخابره یک اتفاق با تلفن های هوشمند همراه به قدری سهولت پیدا کرده که به راحتی می توان از شرایط زندگی قاره دیگر هم مط ...

با عشق زندگی رویای کار و یا ازدواج/ شوهر من بیننده در یک دختر اما..! عکس:

با سودای زندگی رؤیایی با همسن مادرش ازدواج کرد / شوهرم عاشـق یک دختر شده اما..! + عکس

مرد جوان که وارد زندگی رویایی به خارج از کشور, سن مادرش ازدواج به دنبال آشنایی با یک دختر جوان دل بسته بود.مدرن و در عین حال برای پیدا کردن عشق واقعی در زندگی خود راه دادگاه خانواده که ازدواج قبلی پایان. گزارش اخبار در صبح سرد زمستان سرد است. هنگامی که با فایل ها در زمان شعبه 276 به پایان است. منشی دادگاه به اطلاع قاضی گفت که این زن "طلاق با توافق". در نتیجه با قاضی سفارش"غلامرضا احمدی" در وسط از عمل, با, رنگارنگ, روسری مانتوی گل ... خوش آمدید به صندلی نشست. بلافاصله پس از او جوانی قد بلند, شلوار لی, قنتد, ژاکت قهوه ای و آبی تن وارد دادگاه به جلسه. هر دو آرام و راحت به مرکز موقت بر خلاف اصلی کاربران عصبانیت یا نوسانات در این مناطق دیده می شود.   بعد کاغذ پرونده گفت: "در وهله اول. با در نظر گرفتن تفاوت زن و شوهر است. این است که چرا شما می خواهید یک طلاق؟"زن جواب داد: "زمان نمی خواهد یک ازدواج مصلحتی است طلاق مجلس است." بلافاصله یک مرد جوان گفت: "همه چیز خوب است و هیچ مشکلی با هم نداریم. جز یک مسأله...»   و زن به میان حرف‌های شوهرش پرید و گفت: «جز این‌که او حالا عاشق شده و می‌خواهد با دختری همسن و سال خودش ازدواج کند. این موضوع چندان غیر طبیعی نیست و من هم به او حق می‌دهم و آرزوی خوشبختی برایشان دارم.» ...و مرد دوباره گفت: «البته فقط این نیست. حالا کار و بارم هم بهتر شده و فکر می‌کنم در وطن خودم می‌توانم آینده‌ام را بسازم.»     پس از آن زن و مرد از گذشته‌شان صحبت کردند. ماجرای ازدواج «ابراهیم» و «مهرناز» به 4 سال پیش باز می‌گشت. در آن روزها مهرناز از شهر تورنتوی کانادا به تهران آمده بود تا به دوستان و اقوامش سری بزند. یک شب هم میهمان خانواده ابراهیم بود که حرف زدن درباره زندگی در کانادا ابراهیم را به مهاجرت علاقه‌مند کرد. چراکه او سودای اقامت در یک کشور خارجی همانند کانادا را در سر داشت. همان شب مهرناز تأکید کرد که در صورت ازدواج با یک شهروند کانادایی می‌تواند در مدت کمتری اقامت بگیرد و... همان شب ابراهیم به مهرناز پیشنهاد داد که او را با اماکن تفریحی و گردشی جدید تهران آشنا کند و به همین بهانه پس از یک هفته رفت وآمد سرانجام به او درخواست ازدواج داد. اما مهرناز تأکید کرد که باید ابتدا موضوع را با مادر و خانواده‌اش در میان بگذارد.این درحالی بود که مادر ابراهیم با این وصلت بشدت مخالفت کرد و گفت: «من آرزوهای زیادی دارم و نمی‌توانم دوستم را در لباس عروسم ببینم.» پدرش هم گفت:«دلم می‌خواهد اسم یک دختر جوان در شناسنامه پسرم ثبت شود، نه زن مطلقه‌ای که جای مادرش باشد.»     اما ابراهیم که پایش را در یک کفش کرده بود تا هر طور شده به کانادا برود، با کمک مهرناز، خانواده‌اش را متقاعد کرد که عقدشان فقط یک ازدواج مصلحتی خواهد بود که بعد از دریافت اجازه اقامت، با طلاق خاتمه خواهد یافت. بدین ترتیب آنها ناگزیرموافقت کردند و دو هفته بعد مراحل آزمایش و کارهای اداری صورت گرفت و مهرناز با مهریه 1343 سکه طلا و گرفتن حق طلاق بدون قید وشرط به عقد ابراهیم درآمد. او در روز عقد به پدر و مادرشوهرش اعلام کرد که رقم مهریه و اجازه طلاق را برای اطمینان از ممنوع الخروج نشدن از سوی ابراهیم ثبت می‌کند و چشمداشتی به مهریه‌اش ندارد. چند روز بعد هم تازه عروس 50 ساله تهران را ترک کرد تا آن‌که سه سال بعد موفق شد مجوز اقامت ابراهیم را بگیرد. اما وقتی این خبررا به شوهرش داد و جواب او را شنید دهانش از تعجب بازماند. چرا که ابراهیم از آنسوی خط تلفن گفت:«من دیگه نمی‌خوام از ایران برم.من یه عشق واقعی پیداکردم ومی خواهم باهاش زندگی کنم. و...»     قاضی که بدین‌ترتیب از داستان ازدواج این زوج با خبر شده بود، از آنها پرسید: «آیا در این مدت همدیگر را ندیدید؟ یا روابط زناشویی نداشتید؟» مهرناز جواب داد: «از روزی که با هم عقد کردیم فقط چند روز با هم بودیم. اما نه من و نه ابراهیم مثل زن و شوهر به هم نگاه نمی‌کردیم. برای من یک نوعدوستی بود و کمک به پسر دوست قدیمی‌ام. از تاریخ عقدمان نه ابراهیم به تورنتو آمد و نه من به تهران. تا این‌که خبردار شدم به دختری علاقه‌مند شده و کسب و کارش هم رونق گرفته است. حالا یک ماه است در تهران هستم و در هتل اقامت دارم. برای همین تصمیم گرفتیم طلاقمان را ثبت کنیم تا ابراهیم بتواند به خواستگاری دختر مورد علاقه‌اش برود. حالا هم مهریه و همه حقوقم را می‌بخشم.»   قاضی از ابراهیم پرسید:«باید به دختری که دوستش داری، موضوع ازدواج مصلحتی‌ات را گفته باشی. درست است؟» و مرد جوان با تکان دادن سر، این موضوع را تأیید کرد.   قاضی سپس رو به زن گفت: «راستی شما در این سال‌ها هرگز ازدواج نکردید؟» مهرناز جواب داد: «چرا. ولی همسر اولم معتاد بود و به سختی توانستم از او طلاق بگیرم. بعد از آن به کمک برادرم، فرزند شش ماهه‌ام را برداشتم و راهی غربت شدم. در همه این سال‌ها روی تربیت دخترم حساس بودم و حتی او را به مهدکودک هم نسپردم. باور کنید فرزندم را پشتم می‌بستم و در فروشگاه کار می‌کردم. کم کم تحصیلاتم را ادامه دادم و حالا وضع مالی‌ام خیلی خوب است. هیچ نیازی هم به ازدواج نداشتم و ندارم و ترجیح می‌دهم فقط به آینده فرزندم فکر کنم.»   قاضی پس از شنیدن این حرف‌ها، فرم مربوط به طلاق توافقی را برداشت و مطالب مربوط به حقوق طرفین همچون مهریه، اجرت‌المثل، نفقه، جهیزیه و... را نوشت و از هر دو طرف خواست زیر آن را امضا کنند. وقتی که مهرناز و ابراهیم می‌خواستند دادگاه را ترک کنند، قاضی رو به زن کرد و گفت:«راستی جواز اقامت این جوان چه شد؟ حالا باطل می‌شود؟» و مهرناز جواب داد:«مشکلی نیست. هر وقت بخواهد می‌تواند بیاید. امیدوارم با همسرش بیایند و مدتی هم میهمان ما باشند.» و ابراهیم هم لبخندی زد و گفت:«ممنونم. تا همین جا هم بی‌جهت شما را به زحمت انداختم.»